تبليغاتX
هویت عدالتخواه
جنبش عدالتخواه دانشجويي با صدور بيانيه‌اي تأكيد كرد: با حفظ مطالبات، انتقادات و مرزبندي‌ها، در انتخابات رياست‌جمهوري از احمدي‌نژاد حمايت مي‌كنيم.

متن بيانيه انتخاباتي جنبش عدالتخواه دانشجويي به شرح ذيل است:

جمعي كه اكنون بيانيه آنان را مي‌خوانيد، به شهادت رسانه‌ها در 4 سال گذشته جزو عاشقان و مداحان آقاي احمدي‌نژاد نبوده‌اند، اين جمع را نمي‌توانيد در زمره آنهايي دسته‌بندي كنيد كه بدون هيچ چون و چرايي از تمامي عملكردهاي مثبت و منفي دولت نهم تقدير كرده‌اند.

اين جمع كساني هستند كه پس از حمايت جدي از دكتر احمدي‌نژاد در سوم تيرماه 84 و پس از خلق آن حماسه بزرگ توسط مردم، حمايت خود را از اين دولت مردمي اكثرا در قالب انتقادهاي صريح و آرمانگرايانه ادامه داده اند. صدور ده‌ها بيانيه و موضع‌گيري صريح انتقادي از روز معرفي برخي افراد ضعيف در اعضاي كابينه تا تجمع اعتراضي در زمان آغاز مذاكره با آمريكا در عراق در مقابل ساختمان رياست جمهوري و شوراي عالي امنيت ملي، از اعتراض به ماجراي خلاف عدالت "كردان" تا تجمع اعتراض‌آميز به سخنان سخيف "رحيم مشايي"، از اعتراض به کم توجهي به اساتيد و نخبگان انقلابي غير جناحي موثر در بسط گفتمان عدالتخواهي و بازگشت به آرمان هاي انقلاب تا تجمع در وزارت علوم در اعتراض به مقابله با بسته شدن فضاي نقد در دانشگاه‌ها، از اعتراض به مظلوميت فرهنگ تا نقد بعضي سياست‌هاي اقتصادي و... در كنار حمايت هاي صريح از مواضع عدالت‌خواهانه و انقلابي رييس‌جمهور در سياست‌خارجي و حمايت از روحيه مردمي، نشاط و کار و ساده زيستي، سفرهاي استاني و .... در كارنامه چهار سال گذشته دانشجويان عدالت‌خواه قرار دارد.

آنان كه از فضاي سياسي جامعه ما آگاهند مي دانند كه دانشجويان عدالتخواه، هيچ گاه اجازه نداده اند كه اشخاص به جاي آرمانها قرار بگيرند(ان الحق لا يعرف باقدار الرجال و لکن اعرف حق تعرف اهله) و از اين رو هميشه تيغ تيز انتقاد از مسئولان را بر مبناي آرمانهاي انقلاب اسلامي برافراشته نگاه داشته اند و به عنوان مهم‌ترين گروه منتقد درون گفتمان انقلاب
اينكه در اين بيست سال بر نخست وزير محبوب مستضعفين چه رفته است كه امروز اينچنين سرمايه داران زالو صفت، ليبرال هاي خوش خط و خال و دشمنان آرمان هاي امام و انقلاب به او اميد بسته اند مجالي ديگر مي طلبد. فقط برادر گرامي آقاي مهندس موسوي بداند كه فرزندان نسل سومي حضرت روح الله امروز از اين كه ايشان خط خود را از ليبرال‌ها و سرمايه‌سالاران و سازشكاران تفكيك نمي‌كند، سخت دلگير و ناراحتند.
اسلامي، مورد بي‌مهري‌ها و موج تهمت و تخريب‌هاي متعدد نيز قرار گرفته‌اند. بر همين مبنا دانشجويان عدالت‌خواه كه به لطف خدا پس از مقام عظماي ولايت و معدود اساتيد، در شكل‌گيري گفتمان عدالتخواهي نقش‌آفريني کرده‌اند، با حفظ همان روحيه انتقادي، عموما در اين چهار سال از مناصب مهم دولتي و امتيازات و جايگاه‌ها فاصله گرفته‌اند، تا بتوانند با حفظ روحيه انتقادي بر رعايت شايسته‌سالاري و حفظ آرمان‌ها در دولت مردمي، تاكيد ورزند و از چاپلوسي و مجيزگويي به دور باشند.

اما امروز روز ديگري است و دانشجويان عدالتخواه همانند همه ملت ايران در مقابل امتحاني بزرگ قرار گرفته‌اند. بصيرت سياسي، دشمن شناسي و تبعيت از منش امام امت و رهبر انقلاب اسلامي، آرمان‌خواهي واقع بينانه و اصل بودن انقلاب بر منافع شخصي و ضرورت حفظ سيرت و روح ان در مقابل صورت و ظاهر آن، ايجاب مي كند كه فرزندان روح‌الله مواضع خود را در حمايت از سرباز مقاوم انقلاب اسلامي و در نفي آناني كه براي سازش با دشمنان ملت قدم بر مي دارند، فرياد بزنند. صحنه، صحنه غريبي است و بعضي دشمنان قسم خورده امام و آرمانهاي امام (ره) نيز -که سال ها عقب نشيني از آن آرمان ها را تجويز کرده اند، - در پوششي جديد و با انتخاب تاكتيكي جديد، به صحنه آمده‌اند.

امروز كساني خود را پيرو امام امت (ره) مي دانند، كه با وقاحت تمام شيرين عبادي ها را به خاطر دريافت جايزه صلح نوبل (!) باعث عزت ايران مي شمارند و در مقابل رئيس جمهور فعلي را به سبب مواضع انقلابي و دفاع از مظلومين فلسطين در ژنو موجب آبروريزي ايران و خدمت به اسراييل معرفي ميكنند.

در اين ميان مواضع مهندس مير حسين موسوي كه روزگاري مشتاقانه منتظر شكستن سكوت سنگينش بوديم تا در مقابل روند آرمان گريزانه 16 ساله بایستد، بيش از ديگران ما را شگفت زده كرده است و امروز احساس خطري مي نمايد که در طول آن 16 سال و در مقابل تجويز نوشيدن جام زهر و پذيرش نظام سلطه جهاني و حرکت به سمت ليبرال سرمايه داري و عقب نشيني از منافع ملي در پرونده هسته اي و... احساس ننموده است! نخست وزير محبوب امام (ره) كه روزگاري از "آمادگي نبرد نظامي" با اسرائيل سخن مي گفت و از بستن شيرهاي نفت در دفاع از مستضعفين و مظلومين فلسطين، اين روزها ايجاد ترديد در هولوكاست را "ماجراجويي" مي خواند و حمايت از آرمانهاي فلسطين را به حل معضل تورم و... منوط مي‌كند و سياست هاي اقتصادي دوران امام را -که از خاطرات شيرين در حافظه تاريخي مردم است- ويژه آن شرايط دانسته و با تکرار شعار اوباما در قالب تغيير سازنده، و در عين حال همچنان از آرمانهاي امام (ره) سخن مي گويد.

در حالي كه به اعتراف دوست و دشمن، ايران، امروز بر قله عزت جهاني ايستاده و رييس جمهور مردمي اش به سبب احياي آرمان هاي غبار گرفته حضرت روح الله از محبوب ترين چهره ها در قلوب مسلمين و مستضعفين و ملت هاي آزاده جهان است، مهندس موسوي ايران را در حد سومالي مي بيند و از رفتن آبروي ايران در جهان سخن مي گويد!

اينكه در اين بيست سال بر نخست وزير محبوب مستضعفين چه رفته
جناب مهندس موسوي! بدانيد از اينكه مي بينيم ياور پيشين مستضعفين، تلاش براي توزيع عادلانه ثروت را به "گداپروري" تشبيه مي كند و روحيه مردمي و هم نشيني با مستضعفين را "عوام فريبي" مي خواند و مواضع انقلابي و البته منطقي و مستدل در دفاع از مظلومين جهان را "ماجراجويي" مي‌نامد سخت آزرده خاطريم.
است كه امروز اينچنين سرمايه داران زالو صفت، ليبرال هاي خوش خط و خال و دشمنان آرمان هاي امام و انقلاب به او اميد بسته اند مجالي ديگر مي طلبد. فقط برادر گرامي آقاي مهندس موسوي بداند كه فرزندان نسل سومي حضرت روح الله امروز از اين كه ايشان خط خود را از ليبرال‌ها و سرمايه‌سالاران و سازشكاران تفكيك نمي‌كند، سخت دلگير و ناراحتند.

جناب مهندس موسوي! بدانيد از اينكه مي بينيم ياور پيشين مستضعفين، تلاش براي توزيع عادلانه ثروت را به "گداپروري" تشبيه مي كند و روحيه مردمي و هم نشيني با مستضعفين را "عوام فريبي" مي خواند و مواضع انقلابي و البته منطقي و مستدل در دفاع از مظلومين جهان را "ماجراجويي" مي‌نامد سخت آزرده خاطريم.

اما اكنون وظيفه خود مي دانيم كه اعلام نماييم ضمن احترام به هر چهار نامزد محترم و با بررسي رويكردها و مواضع آو برنامه هايي که تا کنون اعلام کرده اند، فارغ از نگاه هاي حزبي و سياست زده‌ي چپ و راست و جنگ هاي زرگري شرکاي سياسي تحت عنوان اصول‌گرا و اصلاح‌طلب، و زد و بندها براي حذف گفتمان انقلاب اسلامي، همچنان در ميان چهار نامزد مذكور جناب آقاي دكتر احمدي نژاد را با فاصله از سايرين، "به شرط ا اصلاح رويکردهاي ناکارآمد و ضعيف و حذف افراد مسئله ساز اطراف خود"، نزديكتر به گفتمان انقلاب و عدالتخواهي تشخيص مي دهيم.

در اين انتخاب توجه به نقاط مثبت عملكرد دولت نهم در كنار توجه اين دولت به گفتان اصيل انقلاب (عدالتخواهي و معنويت گرايي) موثر بوده است.

مواضع انقلابي و تهاجمي در سياست خارجه، تبديل دکترين تنش‌زدايي به تهديدزدايي، دفاع مستحكم از حقوق هسته‌اي ايران در برابر تهديدات بيگانگان، توجه ويژه به نهضت‌هاي مقاومت در فلسطين، لبنان و آمريكاي لاتين، احياي جايگاه از دست رفته مردم ايران در ملت‌هاي آزاده دنيا، ساده‌زيستي و احياي روحيه مردمي در مسئولان، مذمت خوي كاخ نشيني مسوولان، تلاش بي‌وقفه در انجام سفرهاي استاني و توجه ويژه به مناطق محروم، توجه ويژه به روستاها، شجاعت در تغيير بافت دائمي برخي مديران تكنوكرات سابق، اصلاح رويكردهاي سرمايه داري در برخي بخش‌هاي اقتصادي از جمله بخش مسكن و توجه علمي به اين بخش در دو سال اخير و از همه مهمتر غبارزدايي از آرمان هاي انقلاب اسلامي از جمله نكاتي است كه هر فرد منصف و عدالتخواهي نمي تواند در حمايت از آن سكوت كند.

جاي تعجب است كه جريان رقيب عمدتا به همين نقاط مثبت و انقلابي دولت نهم مي تازد و همين امر ما را در دفاع از حق مصممم‌تر مي‌نمايد.

دانشجويان عدالتخواه ضمن حفظ انتقادات صريح خود نسبت به دولت نهم از جمله در زمينه عدم رعايت شايسته سالاري در برخي از حوزه‌ها و انتصاب‌هاي ضعيف که منجر به تعويض مكرر مديران بويژه در بخش اقتصادي گرديد، ضعف بهره‌برداري از ظرفيت‌هاي
فارغ از نگاه هاي حزبي و سياست زده‌ي چپ و راست و جنگ هاي زرگري شرکاي سياسي تحت عنوان اصول‌گرا و اصلاح‌طلب، و زد و بندها براي حذف گفتمان انقلاب اسلامي، همچنان در ميان چهار نامزد مذكور جناب آقاي دكتر احمدي نژاد را با فاصله از سايرين، "به شرط ا اصلاح رويکردهاي ناکارآمد و ضعيف و حذف افراد مسئله ساز اطراف خود"، نزديكتر به گفتمان انقلاب و عدالتخواهي تشخيص مي دهيم.
رسانه‌اي، هنري و فرهنگي در راستاي گفتمان انقلاب اسلامي ، عدم بهره‌گيري از دايره وسيع نخبگان انقلابي و محدود شدن به يک حلقه خاص، استفاده از برخي افراد فاقد صلاحيت در جايگاه‌هاي مهم (در مورادي مانند كردان و مشائي و رحيمي و محصولي)، لغزش‌ها در حوزه سياست خارجي همچون احياي روابط با آمريكا و مصر، كم كاري در برخورد مدون با مفاسد اقتصادي (متناسب با شعارها)، عدم توجه مناسب به منتقدين درون گفتماني، وزارت علوم فاصله دار با انديشه رهبري براي پويايي محيط دانشجويي، بعضي مسائل در روند تصميم گيري ها به ويژه در حوزه اقتصاد، عدم مشخص کردن مباني نظري و... با قاطعيت و اکثريت آراء اعضاء خود از محمود احمدي نژاد حمايت مي كنند و اعلام مي دارند انشاءالله بلافاصله پس از پيروزي در انتخابات پيش رو، ايشان بايد بار ديگر در انتظار انتقادات صريح و بي‌پرده و غير مصلحت‌انديشانه دانشجويان عدالتخواه باشد كه ما بهترين حمايت براي صاحبان قدرت را در انتقاد صحيح مي‌دانيم.

در پايان اعلام مي‌كنيم دانشجويان عدالت‌خواه ضمن حفظ مرزبندي‌ها و انتقاد از ضعف‌هاي دولت در اين مقطع زماني با افتخار از دستاوردهاي ذکر شده در 4 سال گذشته دفاع مي نمايد و لذا سياسيون حرفه اي سعي نكنند با حربه ضعف ها مردم را متزلزل كنند، چرا كه اگر اين چند لكه سياه بر دامن سفيد از دور پيداست، دامن برخي جريان‌ها آنقدر سياه بوده كه ديگر صدها لكه سياه و مديران مفسد و.... نيز به چشم نمي‌آمد و در دوره آنها مفاسد سياسي، اقتصادي و بي‌صداقتي براي مردم عادي شده بود. البته به طور جدي از دكتر احمدي نژاد مي‌خواهيم كه در صورت پيروزي سريعا اين لكه‌هاي سياه را از دولتش كنار بگذارد و در روند تصميم‌گيري‌ها اصلاح نمايد.

جنبش عدالتخواه دانشجويي ضمن استقبال از نامزدي آقايان موسوي، رضايي و کروبي که دير زماني از عمر خود را در راه انقلاب و آرمان هاي امام راحل(ره) صرف کرده‌اند، انتظار دارد اين شخصيت‌هاي گرامي در اعلام شعارها و برنامه‌هايشان، وفاداري خود بر گفتمان انقلاب اسلامي و عدالتخواهي و پايبندي به راه امام و رهبر معظم انقلاب را مورد تأکيد قرار دهند و به ويژه در نظر داشته باشند که به فرض پيروزي هر يک از آنان در اين رقابت درون گفتماني نظام و انقلاب اسلامي، خود را براي پاسخگويي به مطالبات عدالتخواهانه اين جنبش و ساير تشکل‌هاي دانشجويي و عموم اقشار مردم آماده کنند.

دانشجويان عدالتخواه قطعا به تداوم مطالبه در دولت دهم همت خواهند گمارند و هر کس پيروز انتخابات باشد، طبق رويه گذشته جنبش، در مقابل مسئولان از جناح‌هاي مختلف بر اساس مطالبات مردم و مقام عظماي ولايت، و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و قانون اساسي به عنوان ميثاق پذيرفته شده ملي، به حمايت از حرکت‌هاي مطابق اين گفتمان و نقد فاصله‌ها و انحرافات با اين گفتمان خواهد پرداخت و در برابر هيچ فرد و گروه و جناحي مسامحه و مصلحت‌انديشي نخواهند کرد. جنبش در مواضع آتي خود به بسط مطالبات و ارائه نکات تکميلي خواهد پرداخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 16:15  توسط شورای سیاستگذاری  | 

حبیب‌الله دانش‌شهرکی -معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه قم- طی حکمی حمیدرضا ابراهیمی را به عنوان مدیر امور فرهنگی این دانشگاه منصوب کرد.
در حکم دانش‌شهرکی آمده است: "با توجه به سوابق اجرایی و تجربه و تعهد جنابعالی، بدین‌وسیله به سمت مدیر امور فرهنگی دانشگاه منصوب می‌شوید. امید است با اتکال به خداوند متعال و استفاده بهینه از توان دیگر همکاران در این مهم موفق باشید."
حمیدرضا ابراهیمی پیش از این مسئولیت اداره کانون‌های دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه قم را بر عهده داشت.
گفتنی است: مهدی راونجی که به عنوان سرپرست امور فرهنگی دانشگاه قم فعالیت می‌کرد، هم‌اکنون با حکم معاون آموزشی دانشگاه به سمت رئیس اداره آموزشهای آزاد و مجازی دانشگاه قم منصوب شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 21:47  توسط شورای سیاستگذاری  | 
اخیرا آقای سجاد اسلامیان مدیر مسئول سابق نشریه هویت در وبلاگ خود خاطراتش را از مشکلات و فرآیند فعالیت نشریه هویت همراه با شماره های ۳-۴-۵-۶و۷-۸و۹ ارائه کرده است لذا برای دیدن خاطرات سجاد اسلامیان اینجا را کلک کنید

نشریات هویت:

شماره ۳

شماره ۴ ( ضمیمه استحمار)

شماره ۵ ( ضمیمه لحظه هایی بیداری )

شماره ۶و۷

شماره ۸و۹

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 15:19  توسط شورای سیاستگذاری  | 

کلام آقا
سرمقاله
نقش امام حسين(ع) در احياي عدالت خواهي
مدرنيته در دادگاه عدالت
بخش ادبي
حكومت عادل علي، شكست يا پيروزي
حق گرفتني است نه دادني
ضميمه صنفي + صورتجلسه
ابعاد صهیونیسم در خاورمیانه
اخبار
حرف آخر
کاریکاتور

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:33  توسط شورای سیاستگذاری  | 
• اولويت اول براي شما اين است كه اميد مردم را حفظ كنيد اولويت اول اين است كه شكم مردم را سير كنيد اصلاحات واقعي مبارزه بي‌امان با فقر و فساد و تبعيض است.
• معناي عدل اجتماعي اين است كه قانون مقررات و رفتارها نسبت به همه‌ي افراد جامعه يكسان باشد كسي امتياز ويژه‌اي بدون دليل نداشته باشد و اين معناي واقعي عدل اجتماعي است.
• علت همه ي اين خون دلهاي اميرالمومنين اين بود كه قدرت تحليل مردم ضعيف بود، صاحبان نفوذ روي ذهنهاي مردم اثر مي‌گذاشتند قدرت تحليل و فهم مردم را بايد اصلاح كرد بايد درك مسايل سياسي درجامعه بالا رود تا بشود عدالت را اجرا كرد.
• مسئولان بايد به دنبال آسان كردن زندگي پابرهنه‌ها باشد.، عدالت اجتماعي اساس است اگر رونق اقتصادي در كشور باشد اما عدل اجتماعي نباشد اين رونق اقتصادي به درد مستضعفان نخواهد خورد و محروميت را برطرف نخواهد كرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:20  توسط شورای سیاستگذاری  | 
و... ناگهان صدايي برخاست: كيست ياري‌كننده‌اي كه مرا ياري دهد. ولي هيچ كس دعوتش را لبيك نگفت مگر تيغ‌ها و سنگهاي دشمن، تيغ‌هايي كه در زمان ابوبكر وعمر ساخته شده بود و در زمان عثمان بر اثر تبعيض‌ها و نابرابريها جلا ديده بود، هم اكنون بر بدن حسين بن علي(ع) مي‌نشست و او نيز كه مي‌دانست به هر صورت با اين مصيبتها دين جدش زنده مي‌‌شود در آغوش شمشيرها قرار گرفت. فرزند علي(ع) با هدف امربه معروف و نهي از منكر و اجراي عدالت بود كه قيام عاشورا را بر پا كرد. قيام عاشورا پيكره رو به مرگ جامعه آفت زده و نابسامان را جراحي كرد و خواب سنگين غفلت و ظلم را برآشفت و فروغهايي از اسلام ناب را برجامعه تابانيد تا در امتداد آن، سيماي بي‌عدالتي‌هاي آن دوران را نشان دهد. آري به ظاهر روز عاشورا آمد و گذشت تمام مصيبتهاي آن روز تمام شد آن قيام بر ضد بي‌عدالتي به پايان رسيد و آن آزمون بزرگ الهي انجام شد و رستگاران آن آزمون نيز راهي ديار عدالت شدند. ولي تو اي مسلمان آگاه! نوميد مشو كه به قول دلنشين شهيد آويني كه فرمودند: «و تو اي آن كه در سال 61 هجري در ذخاير تقدير نهفته بودي و اكنون در اين دوران جاهليت ثاني و عصر توبه‌ي بشريت پاي بر سرزمين نهاده‌اي، نوميد مشو كه تو را نيز عاشورايي است و كربلايي كه تشنه‌ي خون تو است و انتظار مي‌كشد تا تو زنجير خاك از پاي اراده‌ات بگشايي، از خود و دلبستگي‌هايش هجرت كني و به كهف حصين لازمان ولامكان ولايت ملحق شوي و فراتر از زمان و مكان خود را به قافله‌ي سال 61 هجري برساني و در ركاب امام به شهادت برسي....» هنوز، هم كربلا هست، هم يزديان و هم حسينيان. هنوز هم ناله‌ي اسراي كربلا در فضا مي‌پيچد و طنين صداي محزون زينب(س) به گوش مي‌رسد. فقط بايد گوش دل خود را باز كني. اصل آن است كه بر هواي نفست نهيب زني و او را از اين تعلقات خارج‌سازي تا به صف عدالتخواهان بپيوندي. آري بايد در خود روحيه‌ي عدالتخواهي را بپروري و با خوديت خود مبارزه كني، زيرا كه انسان نه براي مبارزه با خود، بلكه براي مبارزه با خوديت آفريده شده است، يعني حركت تكاملي در زندگي معتدل و در ميان يك جمع انساني وتحقق اين حركت بدون عدالت‌خواهي محال است. در مرحله‌ي نخست بايد به شناخت كامل رسيد و كاملترين شناخت انسان همان شناخت قرآني است با تببين معصوم شناختي كه در بسياري از آيات قرآن كريم آمده است و نقطه اوج كمال انسان را تقوي دانسته است و راه رسيدن به تقوي را عدالت دانسته است «اعدلوا هواقرب للتقوي». عدالت راستين در بين جامعه رسيدن به جامعه منهاي فقر است. حال آن كه ايجاد اين جامعه ممكن است يا خير جاي بحث دارد.
وظيفه‌ي اصلي ما به عنوان يك مسلمان، يك منتظر، يك دانشجو و در نهايت يك انسان اجراي عدالت و طلب آن است. اين نشريه آمده است تا بنا بر دستور مقام معظم رهبري به بحث‌هاي مرتبط با عدالت بپردازد. اميد است كه با نظرها و الطافتان ما را همراهي نماييد.


سردبير

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:20  توسط شورای سیاستگذاری  | 

بدون شك يكي از مهمترين اهداف انبياء اجراي عدالت در جوامع بوده يكي از مهمترين دلايل مخالفت گروههاي حاكم در طول تاريخ با انبيا‌‌ء نيز به خاطر همين امر بوده است پيامبر اسلام هم به مانند پيامبران گذشته اين هدف را دنبال مي كرد تا به آن حد كه به تشكيل حكومت اسلامي پرداخت. اجراي عدالت در زمان پيامبر(ص) و رفع تبعيضات در تاريخ به صورت داستانهاي فراوان ذكر شده، اما از طرف ديگر شاهد به وجود آمدن روحيه عدالت خواهي و ظلم‌ستيزي در ميان مسلمانان نيز بوده‌ايم ولي پس از رحلت پيامبر (ص) بي‌عدالتي آغاز شد و تبعيضات قومي دوباره آغاز شده و جالب آن كه اين تبعيضات از طبقه‌اي انجام مي شود كه اميد آن مي‌رفت كه خود بر ضد ظلم و تبعيض قيام كنند يعني صحابه اين ظلم‌ها آن قدر ادامه پيدا كرد كه در نهايت بعد از 25 سال به صورت شورشي در مدينه جلوه‌گر شد ولكن با دسيسه و سياست‌بازيهاي پشت پرده، خليفه را به قتل رسانده و عملاً اولين قيام عدالتخواهانه در اسلام با بد نامي تمام شد در طول دوران اندك حكومت امام علي(ع) هم بيشتر درگيري بود و عدالت از طرف حاكم اجرا مي‌شد هر چند محكوم ناآگاه بود. از زمان روي كار آمدن معاويه توطئه خطرناكي شكل گرفت و آن ترويج تفكر جبرگري براي مهار انقلاب بود اين تفكر نقش بسزايي در مهار عدالتخواهان داشت لذا در اين زمان مدافع اسلام ناب و عدالت‌خواهان به طور علني درگير با خلفا نشده بودند ولي در سال 61 به اين مقام احساس نياز مي‌شد چرا كه اين بار قرار نبود فقط ظلم انجام شود بلكه قرار بر اين بود كه ظلم اساساً جايگزين عدل شود يعني در حكومت مدت‌دار يزيد ديگر اساساً عدلي به نام دين نمي‌ماند كه بخواهد قيام كند در اين جا لازم بود كه بازمانده عدالتخواهان بزرگ تاريخ قيام كند عاشورا براي هميشه تشيع علوي را با تصوف اموي جدا كرد عدالتخواهي و آزادي‌خواهي را از آن جا به كل جهان صادر كرد و حسين‌بن علي(ع) شد سرمشق عدالتخواهان تاريخ او با قيام خود به همگان آموخت كه سعادت فرد در گرو سعادت جامعه است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:11  توسط شورای سیاستگذاری  | 
آثار وكتب حاوي مدرنيسم در هر كتابخانه‌اي، فضاي بسياري را اشغال كرده و مي‌كند. نگرش مادي به امكانات، طبيعت همراه با پيشرفت در غرب سبب شد تا يكي ديگر از ايسم‌ها وگرايش‌هاي انساني جان تازه اي بگيرد. آري مدرنيسم. گرايش به پيشرفت اولين تعريفي است كه از مدرنيسم در ذهن جاي باز مي‌كند اما منظور از اين پيشرفت چيست؟ پيشرفت موضوعات متعددي را شامل مي‌شود و بنابراين همين كثرت شمول تعريفي كه از آن ارائه مي‌شود بايد تعريفي همه جانبه باشد اما چون در غرب مدرنيسم پديده‌اي مادي است مي توان گفت كه اين پيشرفت همان ترقي در علم اقتصاد و صنعت است1 اما به طور كلي مفهوم دانشگاهي آن بيشتر مقابل سنت است همان نگرش نو به مذهب2 و قرار دادن سنت در درجه‌اي پايين‌تر از پيشرفت و فناوري است و نيز توجه به سنت بعد از توجه به انديشه‌هاي نوين و امروزي است و اين مسأله يا اين ويژگي همان عاملي است كه جوامع ديني را نسبت به مدرنيسم حساس كرده است عصر جديد كه همراه با صنعتي‌شدن شكل گرفته، چندان اجازه‌اي به دين براي ابراز وجود نداده است به گونه‌اي كه دين در جوامع مسيحي تا حد برگزاري مراسم كريسمس يا غسل تعميد تنزل يافت وباديدي محافظه‌كارانه بايد گفت: كليسا و دين در جامعه سكولار مسيحي به چيزي پوچ تبديل شد و اين يعني عدم توازن بين نگاه سنتي و نگاه جديد صنعتي.
از نظر نگارنده رفيق شفيق مدرنيسم يعني سكولاريسم (درغرب) به حق درست ابراز وجود كرد زيرا آنچه كه تا حال دين تحريف‌شده مسيح غير از موعظه‌هاي تكراري و ناهمگوني آموزه‌هاي ديني در عمل چيز ديگري ندارد و بهتر آنست كه گفته شود مسيحيت و تاحدي يهوديت بالقوه آماده پذيرش سكولاريسم بوده است كه خوشبختانه اسلام، درختي است با ريشه‌هاي كهن ومحكم كه از خم‌شدن طوفان مدرنيسم همراه با سكولاريسم محفوظ مانده است (اين نظر بدون در نظر گرفتن تعصب ديني ارائه شده است و با قدري تامل قابل فهم است) اما واقعاً مدرنيته زاييده انديشه غرب است؟ براي پاسخ به اين سوال بايد جهاني انديشيد؛ جهان امروز كه ادعاي اقتصادي مستحكم، دمكراسي و وجود امكانات را دارد و دنياي كنوني را با پيدايش پيچيده‌ترين فن‌آوري از قبيل ماهواره‌ها و دستگاه‌ها كه مردم سرتاسر دنيا را به هم مرتبط مي‌كند دوراني است كه خود به خود هر كس مي‌تواند نام عصر مدرن را بر آن بگذارد پس نمي‌توان گفت كه مدرنيته در انحصار غرب است زيرا مدرنيسم در هر زمان از تاريخ همراه جوامع بشري بوده و تمدن‌ها مثال بي‌مثال آنست (اما تبلور و رشد يافتگي آن را مي‌توان در غرب مطالعه نمود) ارمغان فرهنگي و سياسي مدرنيسم مفاهيمي چون تساهل، آزاد انديشي، دمكراسي و دسترسي به اطلاعات است كه بدون وجود مدرنيته اين مفاهيم از همان ابتدا نه مي‌توانستند ابراز وجود كنند و نه امكان‌پذير بودند به عنوان نمونه در حيطه آزادانديشي شايد، فن آوري عصر جديد اطلاعات بيشتري در اختيار انسان قرار دهد تا به كمك آن بتواند تعصبهاي جاهلانه را كنار بگذارد (دسترسي به اطلاعات) پس منصفانه و همراه با ترازوي عدل بايد گفت كه امروز، آنچه تبادل افكار و ارزش‌ها را امكان‌پذير مي‌سازد همان معجزه نظام نوين ارتباطات در رسانه‌هاي صوتي و تصويري است و به طور خلاصه اين كار مدرنيسم است.
مدرنيسم براي صنعتي شدن جامعه دست ياري به استعمارگري داد و با آن قراردادي بست كه تا حال اين قرارداد پابرجاست و آن استعمار و استثمار كار و نيروي كارگر است و حاصل اين استثمار در دارايي نجومي صاحبان صنعت‌نمايان است از سوي ديگر مدرنيسم پيدايش صنعت برق، راه آهن و... را به اطلاع همه رساند جاي شك نيست كه اينها ماهيت بشر دوستانه دارند اما شكنجه‌هاي ناعادلانه بوسيله صنعت برق (مثلا صندلي‌هاي الكتريكي) و نيز پيدايش رسانه‌اي نا همسو با فرهنگ‌هاي مختلف حاكي از عدم تساوي و توازن بين دستاوردهاي مدرنيته است.
مدرنيته فن‌آوري خود را بوسيله رايانه و شبه رايانه‌ها (دستگاههاي دورنگار) به جهان معرفي مي‌كند. اما خبرهاي كشتارهاي روزمره، فساد و نارضايتي مردم را با سانسور فراوان بوسيله‌ي همين دستگاه‌ها به گوش عدالتخواهان و بشردوستان مي‌رساند. چالش ديگر مدرنيسم كه بيشتر به چشم مي‌خورد را شايد بتوان در شهرها (به معني عام) جستجو كرد معماري و چهره شهر نماينده يك محيط و فرهنگ خاص اجتماعي است و ظاهراً مدرنيسم در شهرهايي كه داراي فرهنگي اصيل نيستند آسوده‌تر است تا با سنت‌هاي بنيادين به عنوان نمونه هرج ومرج‌ها، تجاوز به عنف خشونت،  سكس و.....
در شهرهاي چون نيويورك و يا منچستر حاكي از بي‌تفاوتي يك شهر مدرن نسبت به فرهنگ نظم و همزيستي مسالمت‌آميز است پديده زندگي در شهر مدرن از زندگي بدون عدالت افراد انسان‌نما پرده برمي‌دارد يعني تا حدودي با ظهور مدرنيته، مدنيت (فرهنگ شهر نشيني) كم رنگ شده است.
اما معماري در مكتب مدرنيسم ويژگي خاصي است كه حتي در شهرهاي مذهبي هم نفوذ كرده است بعنوان نمونه ساختمان و برج‌هاي مجلل و پر زرق و برق در اطراف كعبه كه نمادي از مدرنيته هست چه سوالي را مطرح مي‌كند و ذهن چه پاسخي براي آن دارد؟ آيا اين ساختمان در نزديكي مقدس‌ترين مكان مسلمين نشان از ايجاد چالش در شعار ساده زيستي اسلام ندارد؟


البته اين پرسش زمينه و ديدگاهي اعتقادي دارد. اما آيا مي‌توان مدرنيته و سنت را در ترازويي نهاد بدون اينكه توازن آنها بر هم نخورد به عبارت ديگر آيا مدرنيسم و سنت مي‌توانند دست دوستي به هم دهند (حتي براي مصلحت)
تجربه‌ي جوامع جنوب شرق آسيا چنين چيزي را آزموده‌اند و حتي بين اين دو تاحدودي عقد اخوت بسته‌اند مالزي، اندونزي، ژاپن و ... نمونه‌هاي مشهودي‌اند كه مي‌توان به آنها استناد كرد.
انقلاب ميجي در ژاپن، انقلابي بود كه پذيرش غرب (البته فناوري آن) در عين سنت و ارزشها را به مرحله عمل رسانيد ويا مالزي كه بيش از نيمي از جمعيت آن را مسلمانان تشكيل مي‌دهند با برنامه‌هاي معقول وبلند مدت توانست از كشورهاي پيشرفته مسلمين شود. (البته اين كشورها هنوز جزء كشورهاي توسعه يافته در نيامده است اما نمونه خوبي براي كشورهاي در حال توسعه است)
يكي ديگر از خودنمايي‌هاي مدرنيته، ظهور و حضور آن در جنگهاست تا قبل از تولد مدرنيته (به معني پيدايش صنعت پيشرفته) جنگ با سلاح سرد و يا توپ‌هاي كم‌برد پيش مي‌رفت و اكنون سلاح‌هاي مخرب و ماهواره‌هاي نظامي و موشكهاي دور برد و گونه‌هاي مختلف تسليحات كشيده همه و همه به مدد و ياري مدرنيته و صنعت اسلحه‌سازي به وجود آمده‌اند و جالب اينكه اين سلاح‌ها بيشتر به دست ديوانگاني است كه بايد مدرنيسم پاسخگوي جنون آنان باشد و اين در حالي است كه با اين همه سلاح ملتي وجود دارد كه فقط با سنگ و تير كمان با دشمن مقابله مي‌كند يعني سنگ در برابر تفنگ.
در پايان مي‌توان گفت در ديد نخست مدرنيسم غربي پديده‌اي است يك بعدي كه برنامه آن فقط پيشرفت علمي ماشيني است و پر واضح است كه با اين نظر تطابق آن با اصل برابري و عدالت كاري است بي معني.
اما اگر مدرنيسم پديده‌اي قابل انعطاف فرض شود (كه هميشه و در همه جا در خدمت انسان است نه انسان غلام او) در اين صورت تمامي فعاليتهاي بشري با توازني دل‌پذير همراه خواهد بود كه از آن جمله مي‌توان به توازن مدرنيسم با عدالت فرهنگي سياسي، اجتماعي و اقتصادي رسيد اما مشكل در تحقق اين هدف، قدرت‌طلبي و خودخواهي قدرتمنداني است كه نه تنها مدرنيسم، بلكه انسان را ابزاري براي تحقق اهداف خود مي‌دانند.3
(حسين رجب خاني فلسفه81)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. از نظر نگارنده، علم، اقتصاد و صنعت جنبه‌هايي است كه در پديده‌هايي چون جنگ، مهاجرت، شهر نشيني و ثروت هم تاثيرگذار است كه شرح آن در ادامه اين بحث خواهد آمد.
2. مذهب از ديد مدرنيته در مرتبه‌ي و جايگاه سنت مي‌باشد و چون مدرنيسم غربي نظرگاهي مادي دارد، به مذهب هم با ديدي مادي مي‌نگرد مثلاً استفاده ابزاري از مبلغان روحانيون مسيحي در راه تجارت.(ميسيونرهاي مذهبي)
3. تمام ديدگاه‌هاي مرتبط با مدرنيسم برداشت‌هاي شخصي نگارنده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:9  توسط شورای سیاستگذاری  | 

همين كه نعش درختي به باغ مي‌افتد
بهانه به دست اجاق مي افتد
حكايت من و دنيا‌تان حكايت آن
پرنده اي است كه در باتلاق مي‌افتد
عجب عدالت تلخي كه شادماني‌ها
فقط براي شما اتفاق مي‌افتد
تمام سهم من از روشني همان نوري است
كه از چراغ شما در اتاق مي‌افتد
به زور جاذبه سيب از درخت چيده زمين
چه ميوه اي ز سر اشتياق مي‌افتد؟
هميشه همره هابيل بوده قابيلي
ميان ما و شما كي فراق مي‌افتد
ابوالفضل نظري

 

 

 

 


نهم ربيع الاول آغاز امامت
حضرت مهدي(عج)

يا بن الحسن روحي فداك متي ترانا و نراك
مهدي‌جان، اي پناه خستگان و اي غمگسار غمزدگان عمري است كه ناله‌ي محرومين، گوش عالم را كر كرده است و طنين صدايشان با خندة مستانه‌ي ظالمان و خونخواران در هم‌شده است.
اي مسيح درد مندان واي يوسف حسن و ملاحت، بازآي كه چشم ما چون يعقوب در هجر تو سرشك غم به دامان مي‌ريزد دل ما كربلاست سينه‌ي مابقيع چشم ما فرات.
مهدي‌جان چشم‌هاي بسياري به بد ديدن انس گرفته است؛ دستهاي زيادي به ظلم كردن و سينه‌هاي بسياري به ناليدن.
اي امام تنها, مي‌دانم كه قلبت را رنجاندم و به عهد خويش وفا نكردم... هنوز هم فرياد جد شهيدت در عالم شنيده  مي‌شود كه «هل من ناصر ينصرني» ولي نه لبيكي دادم و نه اعتنايي كردم.
آري هم اكنون كه مابايد خود را آماده‌ي ظهور كنيم و كوله‌بار قيام را ببنديم دچار درد دنيازدگي و دنياطلبي شده‌ايم. ديگر صدايي براي اداي عدالت بلند نمي‌شود. هم اكنون هم ظالمان و هم مظلومان به ظلم عادت كرده‌اند، واين است كه ما را از تو دور ميدارد.
اماما! مي‌خواستم در آغاز امامتتان تبريكي گويم، ولي شرمندگي و خجلت دهان را قفل كرده است. نمي‌دانم چه بگويم، آيا درست است دست روي دست بگذارم و روز و شب دعاي «الهم عجل لوليك» بخوانم؟ آيا درست است گوشه‌ي عزلتي بگيرم و بنشينم و بگويم «يا بن الحسن عسگري بازآ» آيا اين بي‌ادبي نيست كه كوچك بنشيند و بزرگتر را بخواند و بگويد تو بيا؟ آيا معناي منتظر همين است؟
منتظر آن است كه تمام صادره‌هاي قلب وزبان و عملش فقط براي قرب به امام زمان(عج) باشد منتظر، آن است كه مقدمات ظهور را فراهم كند و آن جز با خودشناسي و معرفت و سپس با امر به معروف و نهي از منكر به دست نمي‌آيد!
 مهدي زهرا نگاه به بدي مانكن! ما راه را به اشتباه رفته‌ايم و هم اكنون دردمنديم. نمي‌دانم شايد ظهورت بسيار نزديك باشد ولي مشكل آن است كه ما غايبيم!
مشكل آن است كه ما چشمان خود را بسته‌‌ايم و به خاطر آن است كه نمي‌دانم بگويم بيايي يا...
سيدابراهيم پيشكار

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:8  توسط شورای سیاستگذاری  | 
اميرالمومنين از حيث معنوي و انساني و اخلاقي شكست نخورده است؟ اينكه گاهي گفته مي‌شود كه علي(ع) شكست خورد حكومت عادل او موفق نشد حرف درستي نيست حضرت امير مي‌فرمايد: «مااصبح بالكوفه احداً الا نائماً» من در حكومت خود، تا آنجا كه اختيار داشتم كاري كردم كه ديگر حتي يك انسان گرسنه و بي خانمان نيست. ما نيز دنبال اين هدف نهايي هستيم كه جامعه‌اي بسازيم كه در آن هيچ گونه ناحقي و ظلمي نشود و انسان بي‌خانمان و گرسنه‌اي نباشد و اين هدف در سايه‌ي فعال‌بودن قشر مردمي است همانطور كه كاملا روشن است تا مردم از مسئولين مطالبه نكنند آن جامعه‌ي ايده‌آل را بايد فراموش كرد.
و در ادامه ايشان فرموده‌اند: در قلمرو حكومتي پايين‌ترين سطوح زندگي هم مرفه‌اند (ان ادنا مهم منزله) يعني كساني كه سطح زندگي شان پايين‌تر است حتي آنها هم در رفاه هستند ‌«لياكل البر ويجلس في الظل ويشرب من ماء الفرات» يعني فقيران هم سايه‌اي بالا سر خانه‌اي دارند از آب گوارا مي‌نوشند و از بهترين گندم و نان ميخورند يعني درحكومت ديگر نگذاشته‌ام كسي فقير، گرسنه؛ بي‌خانمان وبه اصطلاح «كنار خيابان خواب» بماند اين حكومت را شكست خورده دانست.
با استاندارد عقلاني چه در حوزه مادي و چه در حوزه معنوي علي‌بن‌ابي‌ابيطالب پيروز است. براي اينكه حق و عدالت پيروز است و باطل عرضي و طفيلي است. باطل به دنبال حق بايد بيايد و خود را به حق تشبيه كند تا كارش بگيرد اما اينكه اميرالمومنين به همه اهدافش نرسيد حرف درستي است اميرالمومنين به بخشي مهمي از اهداف الهي خود نرسيد. اما چرا نرسيد؟ روشن است اولاً بين زماني كه علي(ع) بايد به قدرت مي رسيد و آن وقتي كه رسيد 25سال فاصله افتاد. در اين حدود 25سال كه رژيمهاي غيرغديري بر جامعه اسلامي حكومت كردند از آن چيزي كه پيغمبر بنيانگذاري كرده بود و قرار بود با همان جهت به پيش برود فاصله زيادي گرفتند بالاخص در دوران سياه 6 ساله‌ي آخر حكومت عثمان به عفان، علي اين اتفاقات را ديگري نمي‌توانست جبران كند ايشان وقتي به حكومت رسيد كه در آن چند دهه اتفاقات و تغييرات مهمي پشت سر هم رخ داده و حلقه‌هايي كه پس از رحلت پيغمبر باز مي‌شود 10سال، 20سال يا30 سال ديگر به كجا خواهد رسيد زاويه‌ي انحرافي كه در سقيفه باز شد و در كربلا به اوج رسيد. ولي علي (ع) از همان آغاز عاقبت كار را مي‌ديد آن موقع البته خيلي‌ها متوجه نبودند كه اين موضوع منطقاً به كجا خواهد كشيد بعدها وقتي حكومت به علي بن ابيطالب(ع) بازگشت معلوم بود كه ايشان در دوره 4سال و اندي هر چند سعي مي‌كرد
نمي‌توانست حاكميت اوضاع اقتصادي و فرهنگي را به آنجا كه پيامبر مي‌خواست برگرداند و آن را اصلاح كند مع ذلك اميرالمومنين اصلاحات زيادي كردند وقتي كه از طرف انقلاييون سابق و دوستان و اصحاب پيامبر سه جنگ داخلي بر ايشان تحميل شد كه جنگ جناحها در داخل حكومت بود، عاقبت ايشان از پا درآمد خوب معلوم است كه اين موفقيت را عدم توفيق حكومت علي را نمي‌توان ناميد. نكته مهمي كه انقلاب ما هم ممكن است به آن دچار شود اين است كه استحاله و فساد در حكومت يك امر تدريجي است اصلاً ناگهاني وضعي و اتفاق نمي‌افتد آهسته و گام به گام اتفاق مي‌افتد انحراف در حاكميت و در دولتمردان و نخبگان دهه به دهه اتفاق مي‌افتد؛ فسادهايي واقع مي‌شود سوء‌استفاده‌هايي خلاف شرع، خلاف احكام قرآن و سنت رسول‌ا... و اميرالمومنين و آل او اتفاق مي‌افتد و يك به يك توجيه مي‌شود، مسئول بعدي كه مي‌آيد آن را حكومت توجيه مي‌كند نفر بعدي هم كار او را توجيه مي‌كند و همين طور قدم به قدم فرو مي‌روند و مدام توجيه مي‌كنند كه نمي‌شود كاري كرد و اين فسادها اجتناب‌ناپذير است! و متأسفانه مردم در صحنه نيستند كه بخواهند از مسئولين مطالبه بكنند.
برگرفته از كتاب علي و شهر بي‌آرمان «دكتر رحيم پور ازغدي»
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:5  توسط شورای سیاستگذاری  |